
همانطور که میدونید، باز هم وقت کاکس گیرم نیومد و از دیشب غمگین و نگران و مضطربم. به به به این زندگی...
ادامه مطلب
آرش کمک کرد و وقت گرفتم. یه چیزی که خیلی زیاد خوشحالم میکنه توی این مسیر، اینه که آدمهایی سرراهم قرار میگیرن و دوستم میشن که آدمهای خیر برسونیاند. مهربوناند و کمکم میکنند. البته که مطمئنم این به خاطر همینیه که سعی میکنم سنگی، ولو کوچیک از سر راه کسی بردارم و راهشو باز کنم و خب قطعا چنین اتفاقی هم لطف خدای منه. از دو قدمی که مونده بود، یه قدم دیگه برداشتم و حالا یه قدم دیگه مونده. اگر چه میدونم این رو هم برمیدارم، اما هنوز هم نگرانی دارم....
ادامه مطلب