رفتم ببینم اخرین چیزی که نوشتم چی بود! دیدم که نوشتم ۶ روز دیگه
قراره زندگی جدید شروع شه... زندگی جدید شروع شد اما از دو روز بعد جنگیدن براش استارت خورد! جنگیدن برای بقا، حضور، ادامه دادن و دویدن. به یه
مشکلی خوردم که فکر میکنم درست میشه، اما شواهد یکمی تیرهوتاره. بااین حال هنوز هم امیدم هست. نمیدونم چرا... دلم نمیخواد که برگردم چون فقط ۲۰روزه طعم زندگی مستقل رو چشیدم و به این طعم سالهای سال بود نیاز داشتم. یادم تو را یاد آورد...
ما را در سایت یادم تو را یاد آورد دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 19
تاريخ: يکشنبه
26 شهريور
1402 ساعت: 19:03